الفيض الكاشاني

246

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

صاحب بصيرت‌اند در رستگارى آخرت هم نه معوّل « 1 » بر آن بصيرت خود دارند ، بلكه بصيرت بر نبى صلى الله عليه و آله و سلم . به بركت آن كه به اخلاص متابعت او مىكنند بعد از مرگ از بصيرت نبى صلى الله عليه و آله و سلم شعاعى بر ايشان افتد و به آن بصيرت راه بهشت ببينند ، براى آن كه بهشت در مقامى آفريده شده است كه جز نور بصيرت نبى به آن نمىرسد . پس بايد كه سالك باك ندارد از آن كه عملى مجرّد كند كه آن‌ها كه مستبصرانند همه معوّل جز بر عمل مجرّد ندارند و نجات خويش را از آن عملِ به اخلاص اميد مىدارند نه بر بصيرت خويش . جز آن كه چون بصيرت زياده باشد صدق و اخلاص با آن نبى زياده خواهد بود از آن حيثيت كار ايشان بالاتر است . و چون بهشت جز به نور نبى ديده نگردد و جز به نور نبى به آن نتوان رسيد ، اتباع و متبوعين همه يكسان شدند در آن كه همه روى به آن نورشان مىبايد كرد و متبوع هيچ كار نمىكند جز آن كه نور نبى ، تابع را نشان مىدهد و روى او به سوى آن مىكند ؛ پس متابعت آن واجب است نظر به آن كه خبر از طور نبى مىدهد و متابعت او متابعت نبى است نه از آن روى كه او است . در پى پيامبر صلى الله عليه و آله و جماعة فلسفيان « 2 » - لعنهم‌اللَّه - اعتقاد كرده‌اند كه مگر به نور بصيرت خويش بهشت را توانند ديد و سر از متابعت پيغمبران پيچيده‌اند . خبر ندارند كه آن چراغ دانشِ ايشان به اوّل صرصرى كه خواهد وزيد از صرصرىهاى آن جهان فروخواهد مُرد و جز آفتاب بصيرت نبى پيش چنان صرصر نمىايستد كه فرو نميرد . و آنچه

--> ( 1 ) . معوّل : تكيه گاه . ( 2 ) . توضيح : مقصود مىبايد گروهى از فلاسفه باشند كه پاى بند به شريعت خدايى نيستند ، همان گونه كه از ادامهء كلام قطب استفاده مىشود .